محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

376

تحفه خانى ( فارسى )

بسبب تصاعد و تراقى بخارات از خون محتبس ردى الكيفيه و رسيدن آن بدل و در محلش مذكور خواهد شد و گاه سبب حدوث غشى گزيدن و نيش زدن حيوانات و حشرات ذو سم است كه اثر كيفيت سمى بدل مىرسد مثل مار و غنده و عقرب و گاه سبب خوردن زهر است و يا ادويه سمّى مثل مرگ موش و يا پش و افيون كه از خوردن زهر است و يا ادويه سمى اين چيزها اعراضى كه حاصل مىشود كمينه مرتبه‌اش حصول غشى است و انتهايش هلاك و گاه بسبب انسداد و بسته شدن آلت شريان است كه موضوع است از براى رسانيدن هواى ملايم بدل باخراج هواى دخانى كه ملايم و موافق دل و روح حيوانى نيست و چون طريق وصول منافع و دفع مضار مسدود گردد هرآئينه اين علت كه غشى است حاصل شود و گاه سبب در حدوث سدّه حصول سده را ابهر است و مراد بابهر شريانست مجوف و موضوع من عند اللّه بمصلحت رسانيدن روح حيوانى بواسطه او بجميع بدن و اين سبب امان نمىدهد و موجب هلاك است و بالجمله علامت غشى زردى رنگ بشره است و ضعف او و اگر چنانچه بر صاحب غشى فرياد كنند نيك نمىشود و علاج در آن غشى كه سبب او ضعف دل باشد آنست كه در خفقان گذشت و علاج در اندك بسبب استفراغات بسيار است تقويت تمام بدن است و تقويت دل خصوصا به خوردن جلاب هر صباح از شربت ترنج و يا نارنج و يا سيب از هركدام كه حاضر باشد ده درم يا گلاب ده درم اندكى آب با عرق مشك بيد و غذا ماء اللحم لذيذ پخته و درو مقويه كشنيز انداخته در گلوى عليل بريزند زيرا كه درين علت صاحبش را قوت چاويدن و فروبردن نيست و يا زردهء تخم نيمبرشت و از اغذيه آنچه مقوى دل باشد و عليل آن را به آسانى تواند فروبرد و سريع الهضم باشد و مرطب بدن مثل ماء الشعير كه درو مرغ فربه جوشيده باشد و مهرا شده باشد و ترطيب مزاج